شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۳۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر درآید ناگه صنم زهی اقبالچو در بتان زند آتش بتم زهی اقبال
۲
چنانک دی ز جمالش هزار توبه شکستاگر رسد عجب امروز هم زهی اقبال
۳
نشسته‌اند در اومید او قطار قطاراگر ز لطف نماید کرم زهی اقبال
۴
میان لشکر هجران که تیغ در تیغستسپاه وصل برآرد علم زهی اقبال
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth