شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۳۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز خود شدم ز جمال پر از صفا ای دلبگفتمش که زهی خوبی خدا ای دل
۲
غلام تست هزار آفتاب و چشم و چراغز پرتو تو ظلالست جان‌ها ای دل
۳
نهایتیست که خوبی از آن گذر نکندگذشت حسن تو از حد و منتها ای دل
۴
پری و دیو به پیش تو بسته‌اند کمرملک سجود کند و اختر و سما ای دل
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth