خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۳۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به گوش دل پنهانی بگفت رحمت کلکه هر چه خواهی میکن ولی ز ما مسکل
۲
تو آن ما و من آن تو همچو دیده و روزچرا روی ز بر من به هر غلیظ و عتل
۳
بگفت دل که سکستن ز تو چگونه بودچگونه بی ز دهلزن کند غریو دهل
۴
همه جهان دهلند و توی دهلزن و بسکجا روند ز تو چونک بسته است سبل
صفحهٔ ۱ از ۵