شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۳۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آمد خیال خوش که من از گلشن یار آمدمدر چشم مست من نگر کز کوی خمار آمدم
۲
سرمایه مستی منم هم دایه هستی منمبالا منم پستی منم چون چرخ دوار آمدم
۳
آنم کز آغاز آمدم با روح دمساز آمدمبرگشتم و بازآمدم بر نقطه پرگار آمدم
۴
گفتم بیا شاد آمدی دادم بده داد آمدیگفتا بدید و داد من کز بهر این کار آمدم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth