خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۳۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا من بدیدم روی تو ای ماه و شمع روشنمهر جا نشینم خرمم هر جا روم در گلشنم
۲
هر جا خیال شه بود باغ و تماشاگه بوددر هر مقامی که روم بر عشرتی بر می تنم
۳
درها اگر بسته شود زین خانقاه شش دریآن ماه رو از لامکان سر درکند در روزنم
۴
گوید سلام علیک هی آوردمت صد نقل و میمن شاهم و شاهنشهم پرده سپاهان می زنم
صفحهٔ ۱ از ۳