خلوتی با اقبال لاهوری
بخش ۸۵ - شراب میکدهٔ من نه یادگار جم است
زبور عجم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شراب میکدهٔ من نه یادگار جم استفشردهٔ جگر من به شیشهٔ عجم است
۲
چو موج می تپد آدم به جستجوی وجودهنوز تا به کمر در میانهٔ عدم است
۳
بیا که مثل خلیل این طلسم در شکنیمکه جز تو هر چه درین دیر دیده ام صنم است
۴
اگر به سینهٔ این کائنات در نروینگاه را به تماشا گذاشتن ستم است
صفحهٔ ۱ از ۲