خلوتی با اقبال لاهوری
بخش ۱۳۱ - لاله این گلستان داغ تمنائی نداشت
زبور عجم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لاله این گلستان داغ تمنائی نداشتنرگس طناز او چشم تماشائی نداشت
۲
خاک را موج نفس بود و دلی پیدا نبودزندگانی کاروانی بود و کالائی نداشت
۳
روزگار از های و هوی میکشان بیگانه ئیباده در میناش بود و باده پیمائی نداشت
۴
برق سینا شکوه سنج از بی زبانیهای شوقهیچکس در وادی ایمن تقاضائی نداشت
صفحهٔ ۱ از ۲