خلوتی با اقبال لاهوری
بخش ۱۳۳ - ای لاله ای چراغ کهستان و باغ و راغ
زبور عجم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای لاله ای چراغ کهستان و باغ و راغدر من نگر که میدهم از زندگی سراغ
۲
ما رنگ شوخ و بوی پریشیده نیستیممائیم آنچه می رود اندر دل و دماغ
۳
مستی ز باده میرسد و از ایاغ نیستهر چند باده را نتوان خورد بی ایاغ
۴
داغی به سینه سوز که اندر شب وجودخود را شناختن نتوان جز به این چراغ
صفحهٔ ۱ از ۲