شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۳۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا کی به حبس این جهان من خویش زندانی کنم؟!وقت‌ست جان پاک را تا میر میدانی کنم
۲
بیرون شدم ز آلودگی با قوت پالودگیاوراد خود را بعد از این مقرون سبحانی کنم
۳
نیزه به دستم داد شه تا نیزه‌بازی‌ها کنمتا کی به دست هر خسی من رسم چوگانی کنم؟!
۴
آن پادشاه لم یزل داده‌ست ملک بی‌خللباشد بتر از کافری گر یاد دربانی کنم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth