شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۴۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تیز دَوم، تیز دَوم، تا به سواران برسمنیست شوَم، نیست شوَم، تا برِ جانان برسم
۲
خوش شده‌ام، خوش شده‌ام، پارهٔ آتش شده‌امخانه بسوزم، بروم، تا به بیابان برسم
۳
خاک شوَم، خاک شوَم، تا ز تو سرسبز شوَمآب شوَم سجده کنان، تا به گلستان برسم
۴
چونک فتادم ز فلک، ذره‌صفت لرزانمایمن و بی‌لرز شوم، چونک به پایان برسم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth