خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۴۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نهادم پای در عشقی که بر عشاق سر باشممنم فرزند عشق جان ولی پیش از پدر باشم
۲
اگر چه روغن بادام از بادام می زایدهمیگوید که جان داند که من بیش از شجر باشم
۳
به ظاهربین همیگوید چو مسجود ملایک شدکه ای ابله روا داری که جسم مختصر باشم
۴
زمانی بر کف عشقش چو سیمابی همیلرزمزمانی در بر معدن همه دل همچو زر باشم
صفحهٔ ۱ از ۴