شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۴۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه آن بی‌بهره دلدارم که از دلدار بگریزمنه آن خنجر به کف دارم کز این پیکار بگریزم
۲
منم آن تخته که با من دروگر کارها داردنه از تیشه زبون گردم نه از مسمار بگریزم
۳
مثال تخته بی‌خویشم خلاف تیشه نندیشمنشایم جز که آتش را گر از نجار بگریزم
۴
چو سنگم خوار و سرد ار من به لعلی کم سفر سازمچو غارم تنگ و تاری گر ز یار غار بگریزم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth