شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۴۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو رعد و برق می خندد ثنا و حمد می خوانمچو چرخ صاف پرنورم به گرد ماه گردانم
۲
زبانم عقده‌ای دارد چو موسی من ز فرعونانز رشک آنک فرعونی خبر یابد ز برهانم
۳
فروبندید دستم را چو دریابید هستم رابه لشکرگاه فرعونی که من جاسوس سلطانم
۴
نه جاسوسم نه ناموسم من از اسرار قدوسمرها کن چونک سرمستم که تا لافی بپرانم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth