شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز بزم وصل‌ خواهش‌های بی‌جا می‌برد ما راچو گوهر موج ما بیرون دریا می‌برد ما را
۲
ندارد شمع ما را صرفه سیر محفل امکاننگه تا می‌رود از خود به یغما می‌برد ما را
۳
چو فریاد جرس ماییم جولان پریشانیبه‌هر راهی‌ که‌ خواهد بی‌خودی‌ها می‌برد ما را
۴
جنون می‌ریزد از ما رنگ آتشخانهٔ عالمبه هرجا مشت خاری شد تقاضا می‌برد ما را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth