خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جنون کی قدردان کوه و هامون میکند ما راهمان فرزانگی روزی دو مجنون میکند ما را
۲
نفس هر دمزدن صد صبح محشر فتنه میخنددهوای باغ موهومی چه افسون میکند ما را
۳
کسی یا رب مبادا پایمال رشک همچشمیحنا چندان که بوسد دست او خون میکند ما را
۴
چو صبح آنجا که خاک آستانش در خیال آیدهمه گر رنگ میگردم که گردون میکند ما را
صفحهٔ ۱ از ۳