خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۴۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای عشق که کردستی تو زیر و زبر خوابمتا غرقه شدهست از تو در خون جگر خوابم
۲
از کان شکر جستن اندر شب آبستنبگداخت در اندیشه مانند شکر خوابم
۳
بیلطف وصال او گشتم چو هلال اوتا شب نبرد هرگز در دور قمر خوابم
۴
چون شب بشود تاری با این همه بیداریبا عشق همیگویم کای عشق ببر خوابم
صفحهٔ ۱ از ۲