خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرزه برگردون رساندی وهم بود و هست راپشت پایی بود معراج این بنای پست را
۲
بر فضولی ناکجا خواهی دکان ناز چیدجزگشاد و بست جنسی نیست درکف دست را
۳
عمرها شد شورزنجیرازنفس وا میکشمکشور دیوانه مجنونکرد بند و بست را
۴
قول وفعل طینت بیباک دررهن خطاستلغزش پا و زبان دارد تصرف مست را
صفحهٔ ۱ از ۲