شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پرتو آهی ز جیبت‌گل نکرد ای دل چراهمچو شمع‌کشته‌بی‌نوری درین‌محفل چرا
۲
مشت‌خون خود چوگل باید به‌روی خویش ریختبی‌ادب آلوده‌سازی دامن قاتل چرا
۳
خاک صد صحرا زدی آب از عرقهای تلاشراه جولان هوس‌کامی نکردی‌گل چرا
۴
منزلت عرض حضوراست ومقامت اوج قربنور خورشیدی به خاک تیره ای مایل چرا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth