شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای آب رخ از خاک درت دیدهٔ تر راسرمایه ز خون‌گرمی داغ تو جگر را
۲
تاگشت خیال تو دلیل ره شوقم جوشیدن اشک آبله پاکرد نظر را
۳
شد جوش خطت پردة اسرار تبسم پوشید هجوم مگس این تنگ شکر را
۴
رسوای جهانگرد مرا شوخی حسنت جز پرده‌دری جوش‌گلی نیست سحر را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth