شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شوق اگر بی‌پرده سازد حسرت مستور راعرضِ یک‌ خمیازه صحرا می‌کند مخمور را
۲
درد دل در پردهٔ محویتم خون می‌خورداز تحیر خشک‌بندی‌ کرده‌ام ناسور را
۳
چاره‌سازان در صلاح کار خود بی‌چاره‌اندبه نسازد موم زخمِ خانهٔ زنبور را
۴
ما ضعیفان را ملایم‌طینتی دام بلاستمشکل است از روی خاکستر گذشتن مور را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth