خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۴۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در مجلس آن رستم در عربده بنشستمصد ساغر بشکستم آهسته که سرمستم
۲
ای منکر هر زنده خنبک زنی و خندهای هم خر و خربنده آهسته که سرمستم
۳
ای عاقل چون لنگر ای روت چو آهنگردر دلبر ما بنگر آهسته که سرمستم
۴
تو شخصک چوبینی گر پیشترک شینیصد دجله خون بینی آهسته که سرمستم
صفحهٔ ۱ از ۲