خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کی جزا میرسد از اهل حیا سرکش راآب آیینه محال استکشد آتش را
۲
بر زبان راست روان را نرود حرف خطاخامه ظاهر نکند جز سخن دلکش را
۳
استخوانم نشود سدّ ره ناوک یارشمع ناچار به خودکوچه دهد آتش را
۴
کینهسازی المی نیست که زایلگرددروزوشب سینه پرازتیر بود ترکش را
صفحهٔ ۱ از ۳