خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشق هرجا شوید از دلها غبار رنگ راریگ زیر آب خنداند شرار سنگ را
۲
گر دل ما یک جرس آهنگ بیتابی کندگرد چندین کاروان سازد شکست رنگ را
۳
شوخی مضراب مطرب گر به این کیفیت استکاسهٔ تنبور مستی میدهد آهنگ را
۴
میشود دندان ظلم از کند گشتن تیزتراره بیدندانه چون گردد، ببُرَّد سنگ را
صفحهٔ ۱ از ۳