خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر کنم با این سر پرشور بالین سنگ رااز شرر پرواز خواهد گشت تمکین سنگ را
۲
من به درد نارساییها چهسان دزدم نفسمیکند بیدست و پایی ناله تلقین سنگ را
۳
از جسد رنگ گداز دل توان دید آشکارگر شود دامن به خون لعل رنگین سنگ را
۴
چون صدا هرکس به رنگی میرود زین کوهسارآتشم فهمید آخر خانهٔ زین سنگ را
صفحهٔ ۱ از ۴