خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگرحیرت بهاین رنگست دست وتیغ قاتل رارگ باقوت میگردد روانی خون بسمل را
۲
به این توفان ندانم در تمنایکه میگریمکه سیل اشک من در قعر دریا راند ساحل را
۳
مپرس از شوخی نشو و نمای تخم حرمانمشراری دشتم پیش ازدمیدن سوخت حاصل را
۴
خیال جذبهٔ افتادگان دست سودایتبه رنگ جاده دارد درکمند عجز منزل را
صفحهٔ ۱ از ۳