شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به تردستی بزن ساقی غنیمت‌دار قلقل رامبادا خشکی افشاردگلوی شیشهٔ مل را
۲
ز دلها تا جنون جوشد نگاهی را پرافشان‌کنجهان تا گرد دل‌گیرد پریشان سازکاکل را
۳
چسان رازت‌نگهدارم که‌این سررشتهٔ غیرتچو بالیدن به روی عقده می‌آرد تأمل را
۴
سرشک‌از دیده بیرون ریختم‌مینا به‌جوش آمدچکیدنهای این خم آبیاری‌کرد قلقل را
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth