خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای چشم تو مهمیز جنون وحشیِ رم راابروی تو معراجِ دگر پایهٔ خم را
۲
گیسوی تو دامیست که تحریر خیالش از نال به زنجیر کشیدهست قلم را
۳
با این قد و عارض به چمن گر بخرامی گُل تاج به خاک افکنَد و سرو عَلم را
۴
اسرار دهانت به تأمل نتوان یافت از فکرْ کسی پینبَرَد راه عدم را
صفحهٔ ۱ از ۳