خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۴۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بستان قدح از دستم ای مست که من مستمکز حلقه هشیاران این ساعت وارستم
۲
هشیار بر رندی ضدی بود و ضدیهمرنگ شو ای خواجه گر فوقم اگر پستم
۳
هر چیز که اندیشی از جنگ از آن دورمهر چیز که اندیشی از مهر من آنستم
۴
تا عشق تو بگرفتم سودای تو پذرفتمبا جنگ تو یکتاام با صلح تو همدستم
صفحهٔ ۱ از ۲