خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شکوهٔ جور تو نگشاید دهان زخم راتیغ میلی میکشد خوابگران زخم را
۲
سینهچاکیم وخموشیترجمان عجزماستسرمه باشد جوهر تیغت زبان زخم را
۳
عاشقان در سایهٔ برق بلا آسودهاندره ز لب بیرون نمیباشد فغان زخم را
۴
دردمندم یأس میجوشد اگر دم میزنمابرو از تیغ است چشم خونفشان زخم را
صفحهٔ ۱ از ۴