خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تبسم ریز لعلشگر نشان پرسد غبارم راببوسد تا قیامت بویگل خاک مزارم را
۲
ز افسوسیکهدارد عبرت خون شهید منحنایی میکند سودنکف دست نگارم را
۳
مبادا دیدهٔ یعقوب توفان نموگیردنگاری در سر راه تمنا انتظارم را
۴
ز اشکم بر سر مژگان عنان داری نمیآیدگِرُوتازی ست با صد شعله طفلِ نِی سوارم را
صفحهٔ ۱ از ۳