خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بهتازگی نکشد عافیت دماغ مرامگر شکستن دل پرکند ایاغ مرا
۲
شبیکه دیدهکنم روشن از تماشایت فتیله مدتحیربود چراغ مرا
۳
ز برق یأس جگرسوز بادهای دارمکه شعله نیزنبوسد لب ایاغ مرا
۴
نشاط باده به مینای غنچگیها بود شکفتگی همه خمیازهکرد باغ مرا
صفحهٔ ۱ از ۳