شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بس که دارد ناتوانی نبض احوال مرابازگشتن نیست از آیینه تمثال مرا
۲
خاک نم‌گل می‌کندسامان خشکی از غبار سیرکن هنگامهٔ ادبار و اقبال مرا
۳
بسکه درمیزان هستی سنگ قدرم بیش بود در عدم باکوه می‌سنجند اعمال مرا
۴
تخم امّیدی به سودای حضوری‌کشته‌ام سبزکن یارب سر در جیب پامال مرا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth