شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رخصت نظاره‌ای‌گر می‌دهد جانان مرامی‌کشد خاکستر خود در ته دامان مرا
۲
از اثرپردازی ناموس الفتها مپرسشانهٔ زلف تحیر می‌شود مژگان مرا
۳
بسکه گرد تیره‌بخیهاست فرش خانه‌امهرکه شد آیینهٔ او می‌کند حیران مرا
۴
بر امید ابر رحمت دامنی آلوده‌امسیل پوشدرخت ماتم‌گرشود مهمان مرا
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth