خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گدازگوهر دل باده ناب است شبنم رانم چشم تحیرعالم آب است شبنم را
۲
نگردد جمع نوراگهی با ظلمت غفلتصفای دل نمک در دیدهٔ خواب است شبنم را
۳
جهان آیینهٔ دلدار و حیرانی حجاب منچمن صد جلوه و نظاره نایاب است شبنم را
۴
به هرجا میروم در اشک نومیدی وطن دارمز چشم خود جهان یک دشت سیلاب است شبنم را
صفحهٔ ۱ از ۳