خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نظر بر کجروان از راستان بیش است گردون راکه خاتم بیشتر در دل نشانَد نقشِ واژون را
۲
شهیدم لیک میدانم که عشقِ عافیتدشمنچو یاقوتم به آتش میبرد هر قطرهٔ خون را
۳
در آغوش شکنج دام الفت راحتی دارمخیال زلف لیلی سایهٔ بید است مجنون را
۴
گر از شور حوادث آگهی سر در گریبان کن!حصار عافیت جز خُم نمیباشد فلاطون را
صفحهٔ ۱ از ۳