شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نمی‌دانم چه تنگی درهم افشرد آه مجنون رارم این گردباد آخر به ساغر کرد هامون را
۲
به هر مژگان‌زدن سامان صد میخانه مستی کنکه خط جوشید و در ساغر گرفت آن حسن میگون را
۳
به امیدِ چکیدن، دست‌وپایی می‌زند اشکمتنزل در نظر، معراج باشد همت دون را
۴
در این گلشن تسلی داد وضع سرو و شمشادمکه یک مصرع بلند آوازه دارد طبع موزون را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth