خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حسن شرم آیینه داند روی تابان تراچشمعصمت سرمهخواندگرد دامان تو را
۲
بسکه بر خود میتپد از آرزوی ناوکتمیکند در سینه دل همکار پیکان تو را
۳
در تماشایت همین مژگان تحیر ساز نیستهر بن مو چشم قربانیست حیران تو را
۴
گلشناز اوراقگل عمریستپیش عندلیبمیگشاید دفتر خون شهیدان تو را
صفحهٔ ۱ از ۴