شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قید هستی نیست مانع خاطرِ آزاده رادر دل مینا برون‌ گردی‌ست رنگ باده را
۲
خوابناکان را نمی‌باشد تمیز روز و شبظلمت و نور است یکسان تن‌به‌غفلت‌داده‌ را
۳
ناتوانی مشقِ دَردی کن که در دیوان عشقنیست خطی جز دریدن نامه‌های ساده را
۴
همچو گوهر سبحهٔ یکدانهٔ دل جمع‌ کنچند چون‌ کف بر سرِ آب افکنی سجاده را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth