خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۴۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای خواجه سلام علیک من عزم سفر دارموز بام فلک پنهان من راه گذر دارم
۲
جان عزم سفر دارد تا معدن و اصل خودزان سو که نظر بخشد آن سوی نظر دارم
۳
نک می کشدم سیلم آن سوی که بد میلمکز فرقت آن دریا بس گرم جگر دارم
۴
می تازم ترکانه تا حضرت خاقانیکز وی مثل خرگه صد بند کمر دارم
صفحهٔ ۱ از ۴