شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گل بر رخت‌گشود نقاب‌کشیده راآیینه آب داد ز روی تو دیده را
۲
عمریست درسم‌از لب‌لعل خموش تستیعنی شنیده‌ام سخن ناشنیده را
۳
ماییم و حیرتی و سر راه انتظارامید منقطع نشود دام چیده را
۴
نتوان به وحشت از سر آسودگی‌گذشتدام ره است‌گوش صدای رمیده را
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth