شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساختم قانعْ دلِ از عافیت بیگانه رابرگِ بیدی فرش‌ کردم خانهٔ دیوانه را
۲
مطلبم از می‌پرستی تَردماغی‌ها نبودیک‌دو ساغر آب دادم‌ گریهٔ مستانه را
۳
دل سپندِ گردشِ چشمی‌ که یادِ مستی‌اششعلهٔ جوّاله می‌سازد خط پیمانه را
۴
التفاتِ عشق آتش ریخت در بنیاد دلسیل شد تردستیِ معمار، این ویرانه را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth