شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۶۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با بد ونیک است یک رنگ هوس آیینه رانیست اظهار خلاف هیچکس آیینه را
۲
سرمهٔ بینش جهان‌در چشم ماتاریک‌کرد شوخی جوهر بود در دیده خس آیینه را
۳
وقت عارف از دم هستی مکدر می‌شود چون سیاهی زیر می‌سازد نفس آیینه را
۴
پاک بینان از خم دام عقوبت ایمنند در نظربازی نمی‌گردد عسس آیینه را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth