شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عیشْ داندْ دلِ سرگشتهْ پریشانی راناخدا باد بود کشتیِ توفانی را
۲
اشکْ در غمکدهٔ دیده ندارد قیمتاز بنِ چاه برآر این مَهِ کنعانی را
۳
عشقْ نبود به عمارتگریِ عقلْ شریکسیلْ از کف ندهد صنعتِ ویرانی را
۴
از‌خط و زلف‌ بتان تازه‌ دلیل است‌‌ که حُسنکردهْ چترِ بدن اسبابِ پریشانی را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth