خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اثر دور است ازین یاران حقوق آشنایی راسر وگردن مگر ظاهرکند درد جدایی را
۲
ز بیدردی جهان غافل بُوَد از عافیتبخشیچه داند استخوان نشکسته قدر مومیایی را
۳
کشاکشها نفس را ازتعلق برنمیآردز هستی بگسلمکاین رشته دریابد رسایی را
۴
زفکر ما و من جستن تلاشی تند میخواهدمکن تکلیف طبع این مصرع زورآزمایی را
صفحهٔ ۱ از ۳