شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۴۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من خفته وشم اما بس آگه و بیدارمهر چند که بی‌هوشم در کار تو هشیارم
۲
با شیره فشارانت اندر چرش عشقمپای از پی آن کوبم کانگور تو افشارم
۳
تو پای همی‌بینی و انگور نمی‌بینیبستان قدحی شیره دریاب که عصارم
۴
اندر چرش جان آ گر پای همی‌کوبیتا غوطه خورم یک دم در شیره بسیارم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth