خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
درین محفل که دارد شام بربند و سحر بگشامعما جز تأمل نیست یک مژگان نظر بگشا
۲
ندارد عبرت احوال دنیا فرصتاندیشیگرت چشمیست از مژگان گشودن پیشتر بگشا
۳
به کار بسته ای دل آسمان عاجزتر است از مامحیط ار ناخنی دارد بگو عقد گهر بگشا
۴
خرد از کلفت اسباب، آزادی نمیخواهدمگر شور جنون گوید که دستارت ز سر بگشا
صفحهٔ ۱ از ۳