خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر مردی در تسلیم زن، راه طلب مگشاز هر مو احتیاجت گر کند فریاد، لب مگشا
۲
خم شمشیر جرأت، صرف ایجاد تواضع کنبه این ناخن، همان جز عقدهٔ چین غضب مگشا
۳
خریداران همه سنگند معنیهای نازک رازبان خواهی کشید، اجناس بازار حلب مگشا
۴
ز علم عزت و خواری، به مجهولی قناعت کنتسلی برنمیآید، معمای سبب مگشا
صفحهٔ ۱ از ۳