خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نشود جاه و حَشَم شهرتِ خامِ دلِ مااین نگینها متراشید بهنام دل ما
۲
ذرهای نیست که بیشور قیامت یابندتشتِ نُه چرخ فتادهست ز بام دل ما
۳
نشئهٔ دورِ گرفتاریِ ما سخت رساستحلقهٔ زلفِ که دارد خطِ جام دل ما؟
۴
صبح هم با نفس از خویش برون میآیدکه رساندهست بر افلاک پیام دل ما؟
صفحهٔ ۱ از ۳