شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از حادث‌آفرینیِ طبعِ سقیمِ مابر سایه خورد پهلوی شخصِ قدیم ما
۲
آفاق را در آتش و آب جنون فکند خلد و جحیم، صنعت امید و بیم ما
۳
دل مبرم و حقیقت نایاب مدعاست بر طور ریخت برقِ فضولی کلیم ما
۴
یکتایی آفرید لب خودستای عشق در نقطهٔ دهن الِفی داشت میم ما
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth