شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
همچو عنقا بی‌نیازِ عرض ایجادیم مایعنی آن‌سوی جهان یک عالم آبادیم ما
۲
کس در این محفل حریف امتیاز ما نشدپرفشانی‌های بی‌رنگِ پریزادیم ما
۳
اشک یأسیم ای اثر، از حال ما غافل مباشبا دو عالم نالهٔ خون‌گشته همزادیم ما
۴
شخص نسیان شکوه‌سنجِ غفلت احباب نیستتا فراموشی به خاطرهاست، در یادیم ما
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth